یاداشت
گفتگو و گزارش

"مناظره‌بازی"، ابتذالِ جدید در فضای سیاسی استان؛ مگه برا حرف زدن، کنتور می‌افته؟!

پدیده «مناظره‌طلبی» سویه جدی ابتذال در استان است، بدون توجه به موضوع، تخصص، تجربه یا حتی صلاحیت افراد، عده‌ای دائماً دیگران را به مناظره دعوت می‌کنند؛ گویی مناظره فی‌نفسه نشانه دانایی و اعتبار است. در این میان، هر تازه‌واردی نیز با صدور اعلامیه و بیانیه، آمادگی خود را برای مناظره درباره موضوعاتی از تخصصی‌ترین مسائل تا نامرتبط‌ترین حوزه‌ها اعلام می‌کند.

"مناظره‌بازی"، ابتذالِ جدید در فضای سیاسی استان؛ مگه برا حرف زدن، کنتور می‌افته؟!

این روزها که بحث مناظره با محمد بهرامی حسابی داغ شده، انگار یهو همه چیز فهم شدن! از کاندیدای مجلس و شورا بگیر تا شهردار فلان شهرک و فلان مسئول محلی؛ یکی در میون، یکی بیانیه می‌دهد، یکی اعلام آمادگی می‌کند!  انگار مناظره کردن شده مدرک دکترا! انگار اگه کسی رو به مناظره دعوت کنی، خودبه‌خود می‌شی صاحب‌نظرِ روزگار!

پدیده «مناظره‌طلبی» سویه جدی ابتذال در استان است،  بدون توجه به موضوع، تخصص، تجربه یا حتی صلاحیت افراد، عده‌ای دائماً دیگران را به مناظره دعوت می‌کنند؛ گویی مناظره فی‌نفسه نشانه دانایی و اعتبار است. در این میان، هر تازه‌واردی نیز با صدور اعلامیه و بیانیه، آمادگی خود را برای مناظره درباره موضوعاتی از تخصصی‌ترین مسائل تا نامرتبط‌ترین حوزه‌ها اعلام می‌کند. ممکن است برخی بر این باور باشند که این مسائل طبیعی‌اند، چند صباحی سروصدا می‌کنند و بعد از مدتی فراموش می‌شوند. اما مسئله به همین سادگی نیست. جامعه در هر دوره، بخشی از ادبیات، نگرش و حتی مطالبات خود را از همین کنش‌های رسانه‌ای و مجازی می‌گیرد. وقتی «خودعقل‌کل‌پندارهای فیک» میدان‌دار عرصه عمومی شوند، مسئله فقط ابتذال امروز نیست؛ میراثی است که می‌تواند برای نسل‌های جوان، تصویری مخدوش از مفهوم تخصص، نخبگی، موفقیت و اثرگذاری به جا بگذارد.

در چنین فضایی، مرزبندی جامعه با ابتذال، فارغ از هر عنوان و جایگاهی، ضروری است. ابتذال الزاماً چهره مشخص یا لباس خاصی ندارد. گاهی در قالب یک عنوان دانشگاهی پرطمطراق ظاهر می‌شود، گاهی پشت نام یک نهاد یا سازمان پنهان می‌شود و گاهی با ادبیاتی ایلیاتی و پرهیاهو خود را عرضه می‌کند.

اما نشانه‌های آن چندان هم پیچیده نیست: عطش سیری‌ناپذیر برای دیده‌شدن، اظهارنظر درباره همه‌چیز و همه‌کس، اظهار فضل در حوزه‌هایی که کمترین تخصصی در آنها وجود ندارد، تولید مداوم بیانیه و پیام، و تلاش برای تبدیل هر حضور اجتماعی به یک «عنوان» و هر عنوان به یک «اعتبار».

متأسفانه هر سو که به عرصه عمومی استان نگاه کنیم، می‌توان نمونه‌هایی از این پدیده را دید؛ جارچیانی که با پیشوندها و پسوندهای قلمبه و آکادمیک، گاه با چاشنی عناوین ایلی و اجتماعی، خود را صاحب‌نظر در همه امور معرفی می‌کنند.

مسئله امروز استان، کمبود عنوان نیست؛ کمبود «کارنامه» است. کمبود ادعا نیست؛ کمبود تخصصِ اثبات‌شده است. و بیش از همه، کمبود هیاهو نیست؛ کمبود صدای معتبر، مسئول و اهل کار است.



نظرات پس از تایید انتشار خواهند یافت
کاربر گرامی نظراتی که حاوی ناساز، افترا و هر گونه بی حرمتی باشند منتشر نخواهند شد.

ارسال نظر




نظرات ارسالی 2 نظر

  • 1 دبیر بازنشسته 1405/5/28 17:16:36

    سلام و درود مطالب سنجیده منطقی و علمی بیان کردند سایت یا نگارنده موضوع هرکس باشد ضمن احترام به همه اشخاص حقیقی و حقوقی اما کسانی که دیگران را به مناظره دعوت می کنند باید صاحب نظر اثبات شده امتحان خود را پیش مردم پس داده باشند تخصص و تعهد مقبولیت اجتماعی بالایی داشته باشند یا اعتقاد و احترام به خرد جمعی داشته باشند بی احترامی به جایگاه اشخاص فارغ از موفقیت یا عدم موفقیت یک بی احترامی به شخص و جامعه هدف است

    پاسخ
  • 2 دلسوز نظام 1405/5/25 13:17:26

    سلام بر مطلب خوب افتونیوز این مطلب را خواندم یاد مناظره قبل انتخابات برای مجلس دواردهم کهکیلویه افتادم ‌...موحد بود حاج نجات نیا و اندرزیان و دو دوطلب محترم دیگر ...حاج فرزاد کاری ب موحد کرد ک افتاد ب تقلا وو دست ها را خوب دور میزد به فرض ب فرض میگفت ...طوری شده بود موحد ....... اندرزیان جوان را میکرد ...موحد را باید سیاسیون دهدشت ب مناظره دعوت کنند و نمیدانم موحدی ک جرات نمیکرد بدون نوچه هاش بیاد میدان شهر ب حمابت از جمهوری اسلامی عزیز بدرد چی میخوره ...

    پاسخ
یاداشت
گفتگو و گزارش